هدف جلسه: روشن کردن دلیل وجود کسبوکار، مقصد بلندمدت و اولویتهای تصمیمگیری.
بخش اول: تفاوت مأموریت، چشمانداز و هدف
مأموریت پاسخ میدهد: چرا این کسبوکار وجود دارد و به چه کسی کمک میکند؟
چشمانداز یا افق پاسخ میدهد: میخواهیم در آینده به چه جایگاهی برسیم؟
هدف نتیجه مشخصی است که در بازه زمانی معین باید به دست آید.
مثال برای یک مدرس زبان:
- مأموریت: کمک به زبانآموزان بزرگسال برای استفاده مستقل از زبان انگلیسی در کار و زندگی.
- چشمانداز: تبدیل شدن به یک مرجع تخصصی آموزش زبان کاربردی برای بزرگسالان فارسیزبان.
- هدف یکساله: طراحی سه دوره سطحبندیشده و رسیدن به تعداد مشخصی زبانآموز فعال.
مأموریت باید فراتر از «کسب درآمد» باشد، اما درآمد و سودآوری نیز برای ادامه حیات کسبوکار ضروریاند.
بخش دوم: طراحی چشمانداز واقعی
چشمانداز باید الهامبخش باشد و در عین حال به تصمیمهای عملی جهت بدهد. برای طراحی آن، پنج بعد را بررسی کنید:
- مشتریان و بازار
- محصولات و خدمات
- درآمد و سودآوری
- ساختار تیم و شیوه فعالیت
- اثر و اعتباری که در بازار ایجاد میکنید
بخش سوم: همراستایی تصمیمها
فرض کنید مأموریت شما کمک به افراد برای یادگیری عمیق است. اگر برای افزایش درآمد، تعداد زیادی دوره کمکیفیت و بدون پشتیبانی عرضه کنید، تصمیم شما با مأموریتتان همراستا نیست.
مأموریت زمانی مفید است که در انتخاب مشتری، محصول، قیمت، همکار و حتی فرصتهای ردشده اثر بگذارد.
کاربرگ ژورنال کسبوکار
- چرا این کسبوکار را ایجاد کردهام؟
- چه تغییری میخواهم در زندگی مشتری ایجاد کنم؟
- سه سال دیگر کسبوکار من چه ویژگیهایی دارد؟
- چه کارهایی با ارزشهای من ناسازگارند؟
- اگر فقط بتوانم در یک حوزه شناخته شوم، آن حوزه چیست؟
مأموریت اجرایی: نوشتن یک بیانیه مأموریت، یک چشمانداز سهساله و سه هدف قابلاندازهگیری برای سال آینده.
خروجی جلسه: سند جهتگیری راهبردی کسبوکار.