ایکیگای چیست؟
اصلیترین تکنیک برای تبدیل رسالت به شغل از نظر من توسط کتاب ایکیگای مطرح شده است. که با استفاده از آن می توان ارزش ها و معیار ها به بهترین شکل به هم ارتباط داد و انتخاب خوبی داشت.
اصل مطلب این کتاب همین سؤال است: معنیِ زندگی من چیست؟
آیا هدف این است که صرفاً بیشتر عمر کنیم، یا باید یک هدف عالیه را بجوییم؟
ایکیگای IKIGAI تقریباً به این معنی است: شادیِ همیشه مشغول بودن.
محققین حوزه طول عمر، دریافتند که کلید عمر طولانی برخی از ساکنین روستاهایی در ژاپن، علاوه بر رژیم غذایی سالم، زندگیِ ساده بیرون از خانه، ایکیگای نیز هست.
علت و دلیلِ بودن شما چیست؟
? What is your reason for being
هر شخصی یک ایکیگای دارد. بعضیها آن را پیدا کردهاند. اما اکثریت، درحالیکه آن را درون خود دارند، در جستوجوی آن هستند. ایکیگای، دلیل بیدارشدن ما در صبحهاست.
ایکیگای از تلاقی چهار دایره اصلی شکل میگیرد:

1. آنچه دوست دارید (Your Passion)
– علایق ذاتی شما
– فعالیتهایی که از انجامشان لذت میبرید
– کارهایی که زمان حین انجامشان برایتان نامحسوس میگذرد
2. آنچه در آن خوب هستید (Your Mission)
– استعدادهای طبیعی
– مهارتهای اکتسابی
– توانمندیهای منحصربهفرد شما
3. آنچه دنیا به آن نیاز دارد (Your Vocation)
– نیازهای جامعه
– مشکلاتی که میتوانید حل کنید
– ارزشآفرینی برای دیگران
4. آنچه برای آن پول میگیرید (Your Profession)
– فرصتهای شغلی موجود
– نیازهای بازار کار
– پتانسیل درآمدزایی
کشف ایکیگای شخصی
گاهی پیداکردن مسیر درست، به یک سفر اکتشافی شبیه است؛ سفری که در آن هر گام اشتباه، ما را یکقدم به هدف نهایی نزدیکتر میکند. من این سفر را طی کردم و در انتها، نهتنها پاسخ سؤالم را یافتم، بلکه خودم را هم دوباره کشف کردم.
یکی از سؤالاتی که Viktor Frankl نویسنده کتاب انسان در جستوجوی معنا، از بیمارهای خود میپرسید، این بود که: چرا خودکشی نمیکنید؟
بیمار به دنبال دلیلهایی برای خودکشینکردن، دلیلهای خوبی برای زندهماندن پیدا میکرد و این به او قدرت ادامهدادن میداد. آگاهانه به دنبال هدف زندگی گشتن، مأموریت تکمیلکردن سرنوشت، به افراد این انگیزه و سوخت را میدهد تا به سمت جلو حرکت کنند و به موانعی که سر راهشان قرار میگیرد، غلبه کنند.
زندگی بیهدف، به یأس و ناامیدی میانجامد. Frankl نتیجهگیری میکند که چیزی که ما احتیاج داریم، نه یک بقای صلحآمیز، بلکه یک زندگی همراه با چالش برای بهکارگرفتن مهارتهای ماست.
علت اینکه انسان، حس پوچی را تجربه میکند، این است که تلاش کرده خلأ معنا در زندگیاش را با پول، لذتهای فیزیکی و کار پر کند.
وقتی شخصی نتواند یک حس عمیق معنا پیدا کند، خودش را با لذتها سرگرم میکند
کشف هدف زندگی به فرد کمک میکند تا این خلأ را بهدرستی پر کند. ویکتور فرانکل
صلحی که ما به دنبالش هستیم، نه در اجتناب از رؤیایی با زندگی و سختیهای آن، بلکه در قالب یک زندگی معنادار و هدفمند محقق میشود.
– ما معنی زندگیمان را خلق نمیکنیم؛ بلکه آن را کشف میکنیم.
– هر کدام از ما، یک دلیلِ منحصربهفرد برای بودن دارد که میتواند طی سالها بارها تغییر کند و متحول شود.
– همه ما ظرفیت این را داریم که کارهای شرافتمندانه یا وحشتناک انجام دهیم. اینکه در کدام طرف معادله سر در می آواریم به تصمیمهای ما بستگی دارد، نه شرایطی که در آن هستیم.
یکی از راههای کشف معنای زندگی این است که به این سؤال نگاه کنیم که اگر هنگام مرگ، به گذشتهمان نگاه کنیم، آن چه کاری است که اگر عمرمان را صرف آن کرده باشیم، احساس میکنیم زندگی پرباری داشتهایم؟
برای مطالعه بیشتر در این باب، میتوانید به کتاب انسان در جستوجوی معنا رجوع کنید و بعد از اینکه معنای زندگی خود را تا حدودی کشف کردید میتوانید از کتاب اصلگرایی استفاده کنید تا آن معنا را در زندگی خود پیاده کنید.
غرقشدن در جریان انجام اموری که انتخاب کردید آنها را انجام بدید، خوردن در مقادیر متعادل، انجام ورزش با شدت کم و یادگیری اینکه هنگام سختیها جا نزنیم، چیزی که ایکیگای به ما میدهد. برای رسیدن به آن باید دنیا و انسانهای داخل آن را همانطور که هستند، نه آنطور که مدنظر و موردپسند شماست، بپذیرید.
آنگاه متوجه خواهید شد که دنیا پر است از فرصتهایی برای رشد و کسب دستاورد
اگر میخواهید هنگامی که نیازی به کار نیست، مشغول بمانید، باید یک ایکیگای در افق شما باشد، یک هدف که شما را طی زندگی هدایت کند و شما را به سمت خلق زیبایی برای جامعه و خودتان هل دهد.
غریزه و کنجکاوی ما قویترین قطبنمای درونی ما در مسیر زندگی ما هستند.
چیزی که انسان به دنبال آن است، نه یک زندگی بیدغدغه و امن، بلکه دغدغهمندی معنادار است. پیداکردن هدفِ زندگیاش، سپس، خیز برداشتن برای رسیدن به آن، با قدمهای کوچک اما استوار.
بگذارید کمی این نمودار را تحلیل کنیم. برای اینکه بتوانیم از این نمودار خروجی بگیریم باید لیستهایی رو تهیه کنیم پس قلم و کاغذ رو برداشته و شروع میکنیم:
برای یافتن ایکیگای خود، لیستهای زیر را تشکیل دهید و به سؤالات زیر پاسخ دهید:
سؤالهایی که به شما در پیداکردن علاقه کمک میکند
چه موضوعاتی شما را کنجکاو میکند؟
در اوقات فراغت چه میکنید؟
درباره چه موضوعاتی دوست دارید مطالعه کنید؟
کدام بخشهای شغل فعلیتان را دوست دارید؟
از کودکی به چه چیزهایی علاقه داشتهاید؟
چه نوع محیط کاری شما را هیجانزده میکند؟
به چه نوع مشکلاتی علاقه دارید؟
کدام صنایع برایتان جذابتر هستند؟
درباره چه موضوعاتی با اشتیاق صحبت میکنید؟
چه رؤیاهای شغلی دارید؟
در کودکی بیشتر دوست داشتید چه کاری انجام دهید؟
رؤیاهای کودکیتان چه بود؟
چه چیزهایی شما را هیجانزده میکرد؟
زمان آزاد خود را چگونه میگذرانید؟
وقتی خسته هستید، چه فعالیتی انرژیتان را برمیگرداند؟
کدام فعالیتها باعث میشود زمان را فراموش کنید؟
اگر پول مهم نبود، چه کاری انجام میدادید؟
در چه کاری بهراحتی ساعتها وقت میگذارید؟
چه موضوعاتی شما را کنجکاو میکند؟
برای چه موضوعاتی با اشتیاق با دیگران صحبت میکنید؟
چه فعالیتهایی شما را به وجد میآورد؟
در کودکی به چه کارهایی علاقه داشتید؟
اگر پول مهم نبود، چه کاری انجام میدادید؟
لیست علاقه خود را تشکیل دهید:
……………………………………….. …………………………………………. ………………………………..
تهیه لیست مربوط به مهارتها
سوالاتی که به شما در نوشتن لیست مهارت ها کمک می کند
– دیگران برای چه کارهایی به شما مراجعه میکنند؟
– چه تواناییهایی دارید که برای دیگران ارزشمند است؟
کدام مهارتهای خود را بیشتر دوست دارید؟
چه مهارتهایی را سریعتر از دیگران یاد میگیرید؟ این مهارت ها در چه زمینه هایی هستند؟
در چه زمینهای مردم شما را متخصص میدانند؟ در چه زمینههایی بیشترین تجربه را دارید؟
کدام مهارتهایتان نیاز به تقویت دارند؟
چه استعدادهای پنهانی در خود میبینید؟
در کدام زمینهها بیشترین موفقیت را داشتهاید؟
کدام مهارتها را دوست دارید توسعه دهید؟
چه تواناییهایی دارید که دیگران ندارند؟
کدام مهارتهایتان را بیشتر تحسین میکنند؟
لیست مهارت های خود را تشکیل دهید:
………………………………. …………………………………. …………………………….. ……………………………..
لیست مربوط به نیازهای جامعه
سوالاتی که در نوشتن لیست نیاز های جامعه کمک می کند
– چه مشکلی در جامعه شما را نگران میکند که شما با کمک مهارتها و علایق خود میتوانید آن را حل کنید یا بهبود بخشید؟
– چگونه میتوانید به بهترشدن دنیا کمک کنید؟
– چه خدمتی میتوانید به دیگران ارائه دهید؟
با توجه به علایق و مهارت های خود چه نیازهایی را از جامعه میتوانید رفع کنید:
……………………. ………………………… ……………………………. ……………………….
لیست مربوط به کسب درآمد
سؤالاتی شما کمک میکند در نهایت شغلهای احتمالی ایدهآل خود را پیدا کنید
– چه مهارتهایی از شما که به آنها علاقهمند هستید میتواند درآمدزا باشد؟
– چه نیازهایی در بازار وجود دارد که میتوانید پاسخگوی آن باشید؟
– چگونه میتوانید از استعدادهایتان کسب درآمد کنید؟
از چه کارهایی می توانید درامد کسب کنید:
……………………. ………………………….. ………………………… ……………………………..
اصول کلیدی ایکیگای
1. تعادل
ایکیگای به دنبال ایجاد تعادل بین تمام جنبههای زندگی است. شغل ایده ال باید:
– رضایت درونی ایجاد کند
– با توانمندیهای شما همخوانی داشته باشد
– به جامعه خدمت کند
– درآمد کافی تولید کند
2. تکامل تدریجی
– یافتن ایکیگای یک سفر تدریجی است
– نیاز به آزمونوخطا دارد
– با گذر زمان میتواند تغییر کند
3. عملگرایی
– صرفاً تفکر کافی نیست
– باید دست به عمل زد و تجربه کرد
– از بازخوردها برای اصلاح مسیر استفاده کرد
تمرین عملی کشف ایکیگای
1. نمودار ایکیگای خود را ترسیم کنید:
– چهار دایره را روی کاغذ بکشید
– در هر دایره موارد مرتبط را یادداشت کنید
– نقاط تلاقی را بررسی کنید
2. فهرست اولویتبندی شده تهیه کنید:
– از هر دایره سه مورد مهم را انتخاب کنید
– ترکیبهای مختلف را بررسی کنید
– گزینههای شغلی مرتبط را شناسایی کنید
3. آزمایش و ارزیابی:
– گزینههای شغلی را در مقیاس کوچک تجربه کنید
– بازخورد جمعآوری کنید
– مسیر خود را اصلاح کنید
هدف زندگی، این است که بزرگترین باری را که میتوانید به دوش بکشید پیدا کنید، و آن را به دوش بکشید. جردن پترسون
با استفاده از دایرههای زیر ایکیگای خودت را پیدا کن
